۲۰۰۸/۱/۳۱

امروز-24

! این 3 باید 4 بشود؛ همانطور که آن 2 ، 5 شد

امروز-23

-
اگر یک روز سوال امتحانت این باشد که ... یک اسم برای آهنگ این صفحه " انتخاب " کنیم ... من کلمه ی "غم" را قورت می دهم و فریاد می زنم و می شکنم و می نویسم ... بعد که به آخر های وقت نزدیک می شویم ؛ می آیم و گند می زنم به حقیقت ِ محض ِ درونم . یک کلمه ی معادل (و یا حتی غیر معادل) پیدا می کنم که تکراری نباشد .خاص باشد؛ و با شک و غم ... می نویسمش آنجا .بعد جواب من می شود یک جواب متفاوت ِ دروغ . بعد هرکسی برگه ام را صحیح کند اگر احمق نباشد به این " یکّه " بودن ِ جواب ، توجه نشان می دهد؛ و من نمره کامل می گیرم ؛ و تربیت می شوم و متوجه ... که فاصله گرفتن از ذات ، امتیاز بیشتری برایم دارد .و غم تا ابد روی این صفحه جا خوش می کند و تمام
-
هیچ کس تا به حال ، فهمیده که یک سوال ِ امتحان می تواند آدم را تخریب کند؟
-
هیچ کس به آن سوال ِمشابه، جواب حقیقی داده بود ترم قبل؟
-
.این پست هم به شدت نیمه کاره است

۲۰۰۸/۱/۱۲

امروز-22

"Ant Colony"
را که بهشان یاد دادم ; نگاهم افتاد به آن چند مورچه که دور آن تکه ی ریز نان جمع شده بودند . فردایش دقیقاُ همان موقع که ... یک مورچه پایم را گاز گرفت . پس فردا هم سر امتحان همین طور شد . نیم ساعت پیش هم پشت این دستگاه .این مورچه ها انگار نمی خواهند من مبحثوی !! "انجمن مورچه ها" را یادم برود
-
میدانم اگر شروع کنم ، نمی توانم تمام کنم و می دانم اگر شروع نکنم ، تمام می کنم
-
این " یک ماه " های شما ، کاری می کند که آن " 5 سال " های ما ، نکرد
-
این یک پست نیمه کاره است
-
: پ.ن
نام یک مبحث در درس "هوش مصنوعی" است"Ant colony"

۲۰۰۸/۱/۷

امروز-21

من هم دلم می خواهد آدم برفی برعکس بسازم . همه چيز بيش از حد سرجايش است . ارضا نشدن از قابل پيش بينی بودن دنيا , آدم را ... آدم برفی را ... , سرو ته می کند