-
یین و یانگ عزیز ؛ بهتان اقتدا می کنم و می گویم : "هر کسی هر سفیدی یا سیاهی یی را (خیلی واضح ) توی افراد ببیند ؛ اندکی از آن را در خود دارد ..." البته فکر کنم با القوه
-
-
کشف این روز هایم انسان های موفقند. آن هایی که به محال های انسان ها ی معمولی ؛ خیلی معمولی ! نگاه می کنند. آن هایی که وقتی بهشان می گویم می خواهم این ! کار را بکنم... اول سرشان را می گیرند بالا و به رو برو نگاه می کنند . چند ثانیه. یک نگاه به آینده ی دور ... بعد لبخند مشکوکی می زنند ... و من را به شک می اندازند ... من را به شک می اندازند که آرزوی خنده داری را با صدای بلند فکر کرده ام ! بعد دستشان را می آورند بالا تا افق دیدشان. و می گویند پله ی بلندی را نشانه گرفته ای. و من شکم بیشتر می شود . مایوس تر می شوم . بعد حرفشان را تکمیل می کنند : باید تکه تکه اش کنی . اپیزود اپیزود . اول باید به این فکر کنی ... بعد پله بعدی
فرق اینها با آدم های معمولی در همین جمله است . در همین فکر . اینها قدر می دانند انتخاب کردن را . فکر کردن را . دنیا دست همین آدم هاست . و تو می توانی بشناسیشان از فرسنگ ها فاصله . اگر از خودشان باشی ؛ حتی اندکی
-
فرق اینها با آدم های معمولی در همین جمله است . در همین فکر . اینها قدر می دانند انتخاب کردن را . فکر کردن را . دنیا دست همین آدم هاست . و تو می توانی بشناسیشان از فرسنگ ها فاصله . اگر از خودشان باشی ؛ حتی اندکی
-
کشف این روز هایم فرار از انسان های گره خورده ! است . انسان هایی که تکثیر شدن را خیلی خوب می دانند ... ؛ بی آنکه بدانند ! معذب هم نیستم از زدن این حرف. بوده ام از این دسته
-
-
کشف همیشه ام تفاوت است . درخشیدن است . می گویند "ستاره ها وقتی به درخشش در می آیند که از درون منفجر شده باشند ..." جریان ما انسان ها هم همین است . انفجار درونی است که ما را می سازد ؛ البته اگر قبلش کامل تخریبمان نکرده باشد