باد پدر را با خود برد. یاد پدر را هم. برونکا را با خود برد. ایمان را هم. ذات را با خود برد. عمق را هم. اعتقاد را برد. ایمنی را هم. حس عشق را برد. آینده را هم. امید را هم. ساختن را هم. خراب کردن را هم. خراب شدن را هم. دیوانگی را هم. اشتیاق را هم. شنگیدن را هم. سبک داشتن را هم... باد زلزله را رو سیاه کرد در ویرانی.
۲۰۱۰/۱/۲۹
امروز-106
۲۰۱۰/۱/۹
امروز-105
مایع شدم. یک مایع باری به هر جهت. در هر ظرفی بریزندم می شوم شکل آن ... در هر ظرفی هم نمی ریزم البته ! فقط در یک ظرف می ریزم ، آن هم در ظرفی که ترک های بزرگی دارد و هر بار مولکول هایم از لای ترک هایش می ریزند بیرون ... بر کف خیابان ها، بر کف رستوران ها، روی صندلی اتوبوس ها ... اوه فکر کنم مایع ها هم عاقبت مثل توده های گل باید بنشینند روی میز کوزه گری ... چون بعید است کسی که شبیه همه ظرف هاست خودش بتواند ظرف بشود. چون بعید است کسی که شکل همه ظرف ها را به خود می گیرد خودش بتواند شکل یک کوزه کوفتی باشد که مایع ها شکل آن را به خود بگیرند. پس ...
۲۰۱۰/۱/۸
امروز-104
چند روز است به خودم آمده ام . به تو آمده ام ! و دارم به همه بودهایی که نابود کردی فکر می کنم و به همه نابودهایی که بود، بود و همه حقیقت هایی که وارونه شد و منی که باور کردم. و تویی که حالت رو به راه نشد هیچ وقت
۲۰۰۹/۱۲/۲۷
امروز-103
فکر نرم نرم "خزیدنم" جواب داد. تقریبا همون طور که می خواستم. اگه عددش هم به جای 7 دی بشه 22 دی دیگه می شه دقیقا. یعنی من درست سر موقع تونستم خزش (خیزش؟) نهاییم رو انجام بدم و برم تو کاری که از روز اول فکرشو می کردم و بیشتر دوست داشتم. ماجرا خیلی پلیسیه! راستش از الان هم تو فکر یه کار پلیسی دیگه ام! تو فکر 1 سال دیگه و اینکه چطوری و از کجا باید بخزم تو اون کار اصلیه ... فقط مشکلم اینه که یه سال دیگه که کارم همون شد که می خوام، دیگه نمی تونم بهونه بگیرم ! :)) بهونه نگرفتنم که می دونید ... سخته.
۲۰۰۹/۱۲/۷
امروز-102
انگشت اشاره ام را که رنگی بود گرفتم جلویشان و گفتم به نظرتان برای چه کاری اثر انگشت گذاشتم ؟
گفتند :
-رای دادی !
-به جای امضا انگشت زدی !
-گواهی نامه ؟
-گذرنامه ؟
-قرارداد کار
-ازدواج کردی !
-صیغه شدی !!!
گفتم :
نهههههههههههههههههههههههههههههههه
گفتند :
-پس چی ؟
گفتم :
بیمه شدمممممممممممممممممممممممممم !
گفتند :
-اُههههههههههههههههههههههههههههههه ! تبریک ....
فکر کردم :
اَه. امان از ما آدم موفق ها
۲۰۰۹/۱۲/۵
امروز-101
چه در یک کافه حلقه های دود سیگار را دنبال کنی و فکر های عجیب به سرت بزند ... چه با یک همیشه همراه شب خلوت تهران را قدم بزنی ... چه در یک شلوغی، همراه شاد دیگران باشی ... و چه در یک خانه همه منتظرت باشند ... وقتی تنهایی ؛ تنهایی .
۲۰۰۹/۱۲/۴
امروز-100 *
من یک آدم موفقم و یکی از جذابیت های زندگی یک آدم موفق این است که در هر فرصتی** دلش بخواهد عدد 234 را در 2500 ضرب کند و 30000 تا ازش کم کند و به عدد 529000 برسد و بعد به 22 دی 87 و 10 آذر 88 فکر کند و به 220 که به 529 تبدیل شده و به 20000 ای که این وسط ها گم و گورشده. یکی از چیزهای غیر جذاب زندگی ما آدم موفق ها هم این است که 234 را در 2000 ضرب کنیم و 23400 را ازش کم کنیم و با 50000 اون جایزه هه جمع کنیم و 30000 تا این وسط کم بیاوریم. یکی از جذابیت های دیگر زندگی آدم هایی مثل من هم این است که آن 529000 را با اون 50000 جمع کنند. و جذاب ترین بخش ماجرای زندگی هر موفق خنده داری! هم این است که عدد به دست آمده از هیچ کدام از این محاسباتش، عدد درستی *** نباشد!
----------------------------------------------------------
----------------------------------------------------------
* پست 100 باید یک پست متفاوت باشد ؟
** 4-5 روز است هی محاسباتم را عقب می اندازم تا این انتظاری که برای به دست آوردن یک نتیجه شیرین دارم همه لحظه هایم را شیرین کند !
***عدد درست اینجا یعنی عددی که در فیش حقوقی آدم موفق ها می نویسند.
***عدد درست اینجا یعنی عددی که در فیش حقوقی آدم موفق ها می نویسند.
۲۰۰۹/۱۱/۲۷
امروز-99
اگر همین طوری پیش برود من کم کم تبدیل به یک "هیچ" می شوم. آخر هر روز وقت می گذارم و یک نیم ساعت ، یک ساعتی با کسانی که دوستشان ندارم حرف می زنم. چند وقت پیش در یک مجله زرد خواندم یکی از راه های لاغر شدن! این است که به کسانی که دوست نداری سلام کنی! حالا فکر کن اوضاع همین طوری پیش برود ومن بعدها مجبور شوم با کسی که دوست نمی دارم یک عمر مراوده و هم نشینی و هم بستری کنم مثلا. کم کم تبدیل به "هیچ" می شوم دیگر. هرچند ... دارم گول سنگ ها را می خورم؛ برای فصیل شدن (شما بخوانید هیچ شدن) من یک لحظه کافی است...
۲۰۰۹/۱۱/۲۲
۲۰۰۹/۱۱/۱۴
امروز-97
گاهی یک علامت تعجب ، یک حرف معمولی را به یک شوخی ج نسی تبدیل می کند .
shabe khubi dashte bashi !
اشتراک در:
پیامها (Atom)